میس دانتل

تمامی مطالب این بلاگ اورجینال و نتیجه ی چلانده شدگی اینجانب در مسیر زندگی می باشد

میس دانتل

تمامی مطالب این بلاگ اورجینال و نتیجه ی چلانده شدگی اینجانب در مسیر زندگی می باشد

احسان، دقت کن!

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۴۱ ب.ظ

ده سالی می‌شود که برنامه ماه عسل مثل نان و خرمای سفره افطار به جزئی جدا نشدنی از ماه رمضان ایرانی‌ها تبدیل شده است، احسان علیخانی هر سال در دکوری متفاوت با مهمان‌هایی متفاوت‌تر ساعاتی پیش از اذان مغرب، داخل جعبه جادویی ظاهر می‌شود و به شرح قصه‌ای خاص از زندگی مهمان برنامه می‌پردازد، چند روز قبل دم افطار بود که مادرم تلویزیون را روشن کرد، مهمان برنامه پیرمردی بود کوتاه با ابروهایی انبوه. کلاه نمدینی که بر سرگذاشته بود شهری نبودنش را آشکار می‌ساخت، در حالی که نامفهوم حرف می‌زد و جملاتش را در نهایت بی‌سلیقگی با کلماتی بی‌ربط خاتمه می‌داد، ادعا می‌کرد بسیار اهل مطالعه است و کتاب‌های زیادی را خوانده است.

علیخانی رو به دوربین کرده و می‌گوید... کتابی که با عنوان «بالاتر از مجنون» در دست دارد، نوشته همین آقای نویسنده‌ای است که امشب مهمان برنامه او شده است. پیرمرد در حالی که می‌خندد قصه کتابش که حکایت داستان زندگی حقیقی خود اوست را روایت می‌کند. سه بار عاشق شده و از آنجایی که همه دخترهای مورد پسندش فرسنگ‌ها تفاوت همه نوعی با او داشته‌اند در عشق ناکام مانده است، قصه زندگی او تفاوت چندانی با هزاران نفری که امشب او را روی آنتن تلویزیون تماشا می‌کنند، ندارد تنها کار خاصی که او کرده جراتی است که به خرج داده و با وجود نداشتن سواد کافی دست به قلم برده است و یک داستان تکراری را دوباره نوشته است و چون خودش کتاب‌هایش را توی شهر دست فروشی می‌کند مردم حاضرند کتاب 2 تومانی او را جهت دلگرمی‌اش تا چند برابر قیمت واقعی خریداری کنند.

چاقو را عصبانیت داخل قالب پنیر فرو می‌برم، چرا مهمان ماه عسل یک پیرمرد خوش شانس بی‌سواد است و محمود دولت آبادی نیست؟

ده سالی می‌شود که مردم گرداگرد ماه عسل سفره پهن می‌کنند و برای‌شان اهمیتی ندارد که هنگام افطار اشک‌شان با دیدن شیرزنی که برای اصلاح مردی گمراه جوانی‌اش را گذاشته یا مرد جوانی که کنار همسر معلولش مانده و سال‌هاست ویلچیرش را هل می‌دهد و یا از آن زیباتر رسیدن مادر و پسری به هم بعد از سی‌سال، بریزد. چرا؟ چون قهرمان‌ها را دوست دارند.

آدم‌ها از کودکی به قهرمانان دل می‌بندند و می‌خواهند مثل یکی از آن‌ها قهرمانی باشند، شناخته شده. اما همان طور که گاهی یک خردسال به شخصیت‌های منفی اما پر رنگ کارتون‌ها دل می‌بندند، خیلی وقت‌ها با پرده برداشتن از افرادی با حماقت‌های بزرگ، آن هم در رسانه ملی و مقابل چشم هزاران نفری که ماه عسل را با مهمان‌هایی ویژه می‌شناسند، خیلی‌ها به این فکر فرو می‌روند که می‌شود قهرمان شد، ولو با حماقت! من به این فکر می‌کنم که چطور می‌شود مردی برای اثبات عشق، خودش را از طبقه چهارم پایین پرت کند و یک نفر دیگر به این فکر می‌کند چقدر خوب می‌شود اگر به جای پنجره خانه از پنجره کلاس دانشگاه پایین بپرد تا دو چندان دیده شود.

مردی دیگر ماهانه تنها با روزی 4 ساعت داخل ویترین بوتیک‌های بالا شهر تهران ایستادن، 11 میلیون اسکناس تا نخورده را صاحب می‌شود، من به این فکر می‌کنم که این پول‌ها از کجا می‌آیند که این‌قدر راحت برای ساکن ماندن یک آدم هزینه می‌شود و یک نفر دیگر با هر لقمه‌ای که در دهان می‌گذارد نگاهی به دست‌های کدر و سخت شده‌اش که حاصل کارگری است می‌اندازد، آه از نهادش برمی‌خیزد و به این فکر می‌کند که چه کسی مسئول این تبعیض و بی‌عدالتی است.

آقای علیخانی می‌خواهم بدانی که ماه عسل با قهرمان‌هایش دوست داشتنی است، با آدم‌هایی که با گذر از مشکلات بالاکشیده شده‌اند، ماه عسل جایی برای دیده شدن آدم‌هایی با حماقت‌های درشت نیست، ماه عسل برنامه‌ای است برای تحول، برای به خدا رسیدن. پس بهتر است ماه عسل هر زمان قهرمانی نداشت روی آنتن نباشد، اما هویت قهرمان محورش را برای مردمی که سعی در شبیه کردن خود به قهرمانان دارند از دست ندهد.

موافقین ۴ مخالفین ۱ ۹۵/۰۳/۳۱
باران طلایی

نظرات  (۹)

۳۱ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۵۲ علی رحمانی پور
اولین دختری که از احسان علیخانی بدش میاد
دمت گرم
منطقی بود حرفات
پاسخ:
منظورم بد یا خوش اومدن نبوده والا 
ممنون که گفتین منطقی نوشتم :)  
فقط خواستم برنامش رو اصلاح کنه . 
تشکر
به نظرم امید و توکل عمو سبحان ستودنی بود..
خدا هم نگذاشته بود در بمونه این خودش تلنگر مهمیه..
پاسخ:
درسته . توکل و امیدشون به خدا بسیار زیبا بود.
۳۱ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۵ (ک) (شباهنگ)
درود بر شما ...
موضوعی را با کلامی بسیار منطقی اشاره فرمودید..
لیکن لپ کلام اینست که کدام یک از برنامه های تلویزیون..
واقعا روال جامعی دارد..این برنامه ها فقط بر اساس 
علایق شخصی آنها یا بر اساس صلاح دید آنها طرح ریزی میشود
اگر اشخاصی مانند جناب محمود دولت آبادی را بیاورند موجب 
روشنفکری جامعه میگردد..که این .......خودتان میدانید منظورم چیست.
پاسخ:
شما هم به نکته ی جالبی اشاره کردین ها ، به این قسمت فکر نکرده بودم.
تشکر که اصل کلام رو گرفتین و متوجه منظور اصلی جریان شدین :) ممنون از وقتی که گذاشتین.
۰۱ تیر ۹۵ ، ۱۰:۰۸ رضا سهرابی
اگر می گویم نظری ندارم به خاطر این است که واقعا نظری ندارم...
امسال دیگر ماه عسل نمی بینم...یعنی وقتی برای صرف کردن در این مورد ندارم و احساس می کنم حدم فراتر رفته از تماشای ماه عسل...
و...
کسانی که به دنبال جمعیتی به راه می افتند هرگز جمعیتی به دنبالشان راه نمی افتد...جان سی ماکسول

همین:)
پاسخ:
این جمله آخریه یک " عجب " داشت. خیلی ممنون که با وجود نظر نداشتن کامنت میزارین :)
ممنون
ولی باز هم گـــــره گشای بعضی از مشکلات جامعه هست دیگه همین احسان
به هر حال ...
دنبال شدید
پاسخ:
درسته . به هر حال برنامه ی خوبی داره :)
آفرین...
پاسخ:
انقدر در مورد این مطلب انتقاد شنیدم که یک جور حس خستگی توی تمام وجودم تلمبار شد. ممنونم :)
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۳ مجید یارگیو
نقد های شما  را می پذیریم اما.....
پاسخ:
تشکر :ی
۰۶ تیر ۹۵ ، ۲۰:۰۲ یک تماشا چی
باو خداروشکر بازم ی این چیزایی هست

پاسخ:
بله :)
عاااالیییی. شدیدا موافقم. هرچند تازگیا علیخوانی هم جز مقدسات مردم شده. نمیشه درموردش کمترین اظهار نظری کرد. ادمو با خاک یکسان میکنن :-\

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">